يحيى دولت آبادى
335
حيات يحيى ( فارسى )
فصل سى و پنجم مسافرت نابهنگام - اعطاى رياست كل قوا بسردار سپه ملاقاتها با وليعهد چنان كه از پيش نوشته شد سردار سپه از طرف خزعل نگران است و ميترسد غائله آنجا بزرگ شود و انتظار دارد ببيند از نرمان وزير مختار انگليس در تهران كه بلندن رفته است و برخواهد گشت چه خبر خواهد رسيد زيرا وزير مختار مزبور به او وعده داده است دربار لندن را براى واداشتن خزعل بفرمانبردارى از اوامر وى حاضر كند و هم وعده داده است تكليف قطعى او را در حسن موافقت كردن دربار لندن با رسيدن دست وى باريكه سلطنت و خلع قجر يا عدم آن معين نمايد . يكروز بمجلس خبر ميرسد سردار سپه بىمقدمه مهياى مسافرت به طرف جنوب شد و از خزانهء دولت مطالبه پولى بعنوان مساعده شهريهء ماه بعد نمود و مأمورين خزانهدارى امريكا نپذيرفتند او هم چند نفر نظامى فرستاد خزانهدارى را مجبور كردند پولى كه او خواسته است بپردازد پولها را گرفته به طرف مقصود خود رهسپار شده است و ميلسپو رئيس مستخدمين امريكائى بواسطه اين توهينى كه از طرف نظاميان رويداده است قهر كرده استعفاء خود را بوزير ماليه فرستاده است . در اينوقت ميرزا محمد عليخان ذكاء الملك فروغى وزير ماليه است وزير ماليه فورا بمجلس آمده بمناسبت همكارى در انجمن مشاورهء مخصوص سردار سپه و تعهدى كه در آن انجمن از وى گرفته شد كه با مستخدمين امريكائى حسن موافقت داشته باشد با نگارنده صحبت ميدارد تا بداند سردار سپه چرا اين معامله را كرده و چه شده است كه اين مسافرت نابهنگام را به اين صورت نموده و چرا بحوزهء مشاورين خصوصى خود اطلاعى نداده است وزير ماليه نگارنده را هم مانند خود بىاطلاع مييابد و در خصوص استعفاى رئيس كل ماليه به او پيشنهاد ميكنم هيئت مشاوره خصوصى را فورا به منزل خود دعوت كند و ميلسپو را هم آنجا بخواند و با مشورت آنها بقبول يا رد